تبليغاتX
روزنامه نگار زرد - بازخوانی اندیشه شهید آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی

شهید بهشتی به عنوان یکی از بنیان گزاران نظام جمهوری اسلامی، دارای دیدگاه و اندیشه های نوین و مخصوص به خودی بود. اندیشه های ایشان تاکنون موجب اعتلا و پیشبرد نظام و حافظ انقلاب بوده است. بی هوده نبود که امام راحل از ایشان با عنوان: «بهشتی خود یک ملت بود.» یاد فرموده اند. در افكار عمومي كشور ما شهيد بهشتي بيشتر به عنوان يك مدير موفق و يك سياستمدار برجسته شناخته شده و از بعد علمي و انديشه‌اي او غفلت شده است و لذا اين مقاله مي‌كوشد از اين نظر ابهام زدايي كند و به ويژه مباني انديشه سياسي آن مرحوم را تبيين نمايد.

                     بهشتی 

بازخوانی اندیشه شهید آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی

برخي از مباني انديشة اقتصادي آن مرحوم به طور عمده در دو كتاب منتشر شده از شهيد يعني «اقتصاد اسلامي» و «ربا» منتشر شده و در دسترس همگان است. نگاه شهید بهشتی به ماهیت پول در ساختار نظام سرمایه سالار بسیار جالب توجه است. شهید دکتر بهشتی به طرح این پرسش در ذهن خواننده همت می گمارد که آيا پول «سند» است يا «كار انباشته»؟ آنگاه نتیجه می گیرد و مي‌فرمايد پول سند است و لذا نه قابل اجاره است و نه قابل بيع و شراء.

از ديدگاه شهيد مظلوم آيت الله بهشتي، در نظام اسلام، انسان دارای منزلی خاص است، از منظر شهید بهشتی، انسان و مکتب دارای رابطه ای متقابل هستند. با کمی تأمل دربارة نقش ايمان و فطرت انساني در ايجاد رابطة صحيح بين انسان و مكتب می توان این نکته را دریافت که برخلاف تجددگرايي (مدرنيسم)، در تفكر آيت الله شهيد بهشتي قلمرو فردي انسان با قلمرو اجتماعي آن سخت به هم پيوسته و جدايي ناپذير است.

شهید بهشتی، جامعه اسلامی را جامعة اسلامي، جامعة قسط و عدل می داند. تأمين عدالت اجتماعي و عدالت اقتصادي را از ويژگيهاي ماهوي و جدايي ناپذير يك جامعة اسلامي معرفي مي‌كند. و می گوید: «هر جا كه مي‌گويند دين و اسلام هست و عدالت اجتماعي نيست بدانيد كه آن دين و اسلام قلابي است».

شهيد بهشتي در بحث اسلام و ليبراليسم ضمن بیان نقطه‌هاي مشترك و مفترق اسلام و ليبراليسم، آن نظام را موشكافي می کند. معتقد است كه رهبري سياسي در يك جامعه ليبرال صرفاً از طريق قرارداد اجتماعي نشأت مي‌گيرد و نيز عقل انسان با توجه به اصل « اصالت فرد» معيار منحصر به فرد تشخيص حقيقت و وضع قوانين اجتماعي است. ليكن در اسلام « اصالت آميختة فرد و جامعه» مورد قبول است. بنابراين هم به كنترل فرد نياز هست و هم به كنترل جامعه و دولت. در نتيجه در يك جامعة راستين اسلامي، آزادي انسانها از ضروريات است ولي « مطلق» و بي‌مرز نيست و نيز عقل منحصراً‌ در مسائل اجتماعي و سياسي فعال مايشاء نيست؛ بلكه به « وحي» نيز نياز هست كه از طريق قوانين شريعت و حدود الهي بازتاب مي يابد. در چارچوب عقل و وحي است كه آزادي مفهوم صحيح خود را باز مي‌يابد و ارجمند مي‌شود چرا كه به نظر شهيد بهشتي آزادي انسان اين گوهر تابناك هستي،‌ نقطة قوت آفرينش انسان است. بنابراين خاستگاه رهبري سياسي نيز عقل و وحي هر دو است. همان گونه كه يك فرد مسلمان هيچ گاه نمي‌تواند مدعي شود كه به كمال مطلوب رسيده، يك جامعه اسلامي نيز از اين قاعده مستثني نيست. بنابراين، استمرار اصلاح طلبي و وجود مصلحان در آن ضرورت دائمي دارد.

انديشه و دغدغة خاطر هميشگي شهيد بهشتي در اهميت و ضرورت تشكل و تحزب بوده است. و وی به ضرورت وجود آن در همه شرايط تأكيد ورزيده است. تجربه نشان داده، نبود احزاب و گروه هاي سياسي با مواضع اعلام شده، نه به از ميان رفتن رقابت بر سر به دست گرفتن قدرت سياسي، كه به تشديد خصومتها در جوي ناسالم منتهي مي‌شود و ظهور آنچه را كه به نام باندهاي قدرت مشهور است تسريع مي كند. شهيد بهشتي دربارة راه حل عملي ايجاد زمينة مساعد براي شكوفايي استعدادهاي میگوید: «فقط از راه تشكيلات و تشكل خواهيم توانست چنين محيطي را ايجاد كنيم.» علاقة آن شهيد به كارهاي تشكيلاتي و گروهي، و نقش وي در سازماندهي حزب جمهوري اسلامي مبین چنین ادعائی است.

متاسفانه شهید بهشتي از منظر شخصيت و آراء فقهي در جامعة ما كاملاً ناشناخته است. از آن جا که مساله اختلاف نظر علما و فقها در بين شيعه از قديم وجود داشته و اتفاقاً امر منفی و خلاف عرفی نيست، بلكه ناشي از ماهيت پژوهش ترويجي تشيع است. مي بينيم كه شهيد بهشتي در برخي از آراء فقهي خود با فقهاي ديگر تفاوت دارد نبايد از آن بهراسيم. افزون يك شرط جديد به شرايط مجتهد در علم اصول و فقه كه عبارت است از «‌ انقلابي» بودن مجتهد و عدم ابتلاي او به احتياطهاي افراطي ونيز ضرورت توانائيش در پاسخگويي به مسائل جديد فقهي. از این نوع دستاوردهای شهید دکتر بهشتی محسوب می شود. 

شهید بهشتی در باب ولایت فقیه نیز اعتقاد دارد که در طول تاريخ مرجعيت در بين شيعه، عملاً‌ عقل و كارداني فقيه براي مورد قبول شدن در حوزه‌ها و جوامع شيعي بيش از اعلميت صرف او مبناي عمل بوده است. و می فرماید: «مرجعيت رهبر است اما صرفاً‌ رهبر علمي،  رهبر است در فتوا در حلال، حرام، مكروه و مستحب و مباح. مرجعيت يك مطلب است و رهبري اجتماعي مطلبي ديگر».

به هر وی در این مجال مختصر نمی توان تمام آرا و اندیشه های مرحوم شریعتی را به درستی و موشکافانه بررسی کرد، تنها اشاراتی گذرا برای آشنایی بیشتر مطرح شده که امید است سودمند واقع شوند.  


لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 13:53 توسط ::نسترن جاوید::