یک شرکت تجارت شبکه ای از چه فرایندی برای تحت تاثیر قرار دادن و فریب مخاطبانش استفاده می کند؟! در آغاز می بایست به نکته ای اشاره کنم. سرمایه داری هار و افسارگیخته در دنیای کنونی روش زندگی و رفتارهای واحدی رابرای مردم تعریف می کند. مثلاً یک انسان زیبا، الزاماً موی بلوند و چشمانی سبز دارد. درحالی زیبائی را در ظواهر ظاهری تعریف می کند که بیش از نیمی از جمعیت جهان از نژادی با موهای مشکی و یا سیاه پوست هستند. برای این کار هم نظام سرمایه داری برای مردم الگوهایی را تعریف می کند. مثلاً دلقکی به نام مایکل جکسون و اعتلای وی را در تغییر رنگ پوست او به عنوان یک انسان سیاه پوست که سفید پوست می شود می نمایاند.
سرمایه داری جهانی برای آب کردن بنجل های تولیدی اش در کشورهای در حال توسعه، همان ها که نیروی مولد تولیدات ساختار سرمایه سالار هستند، الگوهای مصرفی نیز می تراشد و آن ها را مستقیم یا غیر مستقیم به جوامع مذکور حقته می کند. خوشبختی را در داشتن سرمایه و نه اندیشه و رفاه را در مصرف گرایی صرف معنا می کند. کوکاکولایش را به عنوان بهترین نوشیدنی و اتومبیل و حتا ساعت مچی اش را به عنوان نمادهای انسانیت و تمدن و تشخص افراد ارائه می دهد.
در چنین فضایی است که در کشورهای درحال توسعه، جوانانی که با انواع مشکلات و عقده های روحی و روانی درگیر هستند و نیازمند سکوی پرشی که خود را به مدینه فاضله معرفی شده از سوی سرمایه داری برسانند، به دنبال راهی می گردند که دستاوردهای آن ساختار را که برایشان به مثابه تنها الگوی رفاه تعریف شده است، به چنگ آرند.
در این زمان است که عده ای سودجو نیز با استفاده از الگوهای کاذب پیشین، در باغ سبزی گشوده و به جوان ها نشان می دهند که هیچ گاه حقیقی نبوده و نخواهد بود. به نمونه ای از این وعده ها توجه کنید:
منتظرتان بودیم ...
آینده درخشان شما ( آمادگی دارید؟ )
آرزوی آپارتمان و اتومبیل شخصی دارید! یا یک ویلای زیبا و شیک در یکی از سواحل زیبا، سفر به ترکیه و دوبی برای تعطیلات چطور؟ و یا دعوت کردن دوستانتان به یک رستوران فوق العاده شیک و گران بها به مناسبت جشن تولدتان و هدیه دادن گران بهاترین هدایا به دوست صمیمی و یا همسرتان. آینده تان تامین است؟ فردی را می شناسید که این چیزها را داشته باشد، چرا شما نباید داشته باشید؟ می توانید تمام این موارد را بدست آورید و ناگهان اطرافیانتان را شگفت زده نمایید.
چنین جفنگیاتی که در هر کاتالوگ و آگهی تبلیغی شرکت های تجارت شبکه ای به وفور مشاهده می شود، با تکیه بر همان روحیه سرخورده جوانان در کشورهای در حال توسعه و مبتنی بر همان تعاریف کاذب و یک بعدی سرمایه داری جهانی از زندگی است. هر جوان بیگناه و ناآگاهی را که در این قبیل بازاریابی ها گرفتار است، می بینید یک نفر را می شناسد و یا دوستی دارد که آن یک نفر را دیده است که با یک روش بازاریابی شبکه ای به وعده های شرکت مذکور نائل آمده است و در اوج خوش بختی زندگی می کند. خوشبختی ای که فقط و فقط یک رویای کاذب است. سودهای سرشار و بی حساب و کتابی که نصیب سودجویان و بانیان این شرکت ها می شود، هیچ گاه محاسبه نشده و نمی شود.
مدیران این شرکت ها بدون کمترین آگاهی و شناختی از مناسبات اجتماعی و صرفاً با هدف سودجویی اعلام می کنند که: فعالیت خود را بر اساس سیستم فردگرایی که باعث پیشرفت کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی شده است، آغاز کرده اند. و از این فردگرائی، منظور صرفاً سودگرائی است و تبدیل ساختن یک جوان به عنصری برای کسب پول و پول و پول بیشتر.
شرکت گلد کوئست که تا چندی پیش دفتر نمایندگی در شهر تهران نیز داشت، بنیانگذار و پیشرو در این تجارت ارتجاعی بود که خوش بختانه با هوشیاری مقامات امر جلو فعالیت آن گرفته شد. اکنون اما شرکت های مشابه مثل قارچ در هر کجا روئیده اند و زالوورا مشغول مکیدن خون جوانان این کشور هستند. هیچ آینده درخشانی در کار نتورک مارکتینگ برای یک بازاریاب ساده وجود نخواهد داشت و ار آن جا که در این تجارت تولیدی وجود ندارد تا ارزش افزوده ای حاصل گردد و مجریان تجارت سود نمایند، تنها پولی از این دست به آن دست می شود که قطعاً از دست بازاریابان جزء خارج و به دست بانیان سودجو و ناجوانمرد شرکت ها می رسد. جالب اینکه هیچ وقت، هیچکدام از این شرکت های هرمی بازاریابی شبکه ای از ضر و عدم موفقیت کار چیزی نمی گویند. در حالی که هر تجارتی نیمی سود و نیمی احتمال زیان دهی دارد.

مسئولین شرکت هایی مانند گلد کوئیست برای بازاریابان بی تجربه یا دقیق تر بگوئیم قربانیان خود، آن چنان چشم انداز نامحدودی از به ثروت و دارائی رسیدن تعریف می کنند که مخاطب آگاه گاهی درمی ماند که جای انسان در آن روند کجاست. تجارت شبکه ای و شرکت های تجارت هرمی، توهین به شعور انسانی ما هستند. آن ها ساخت و تولید را ترویج نمی کنند و بخشی از نظام مصرف گرایانه غربی و منحط سرمایه داری هستند که د جهت نابودی و سوق دادن انسان به سوی توحش گام بر می دارند.
در نظر بگيريد كه هريك از محصولات گلدكوئيست با قيمت متوسط 800دلار به اعضا فروخته مي شود. در حالي كه ارزش واقعي آن كمتر از 300دلار است. پس هر خريد، دست كم منجر به 500دلار ضرر خواهد شد. اگر هر عضو با 10عضو بعد از خود (در مجموع 11عضو) به اين شكل خريد كنند، در مجموع 5هزارو500دلار از كشور خارج مي شود و با لحاظ ورود يك فقره چك (پورسانت) 400دلاري، ارز خالص خروجي از كشور برابر5هزارو100 دلار خواهد بود. با فرض هر دلار معادل 850تومان اين رقم معادل 4ميليون و335هزار تومان خواهد بود. به عبارتي براي دريافت پورسانت 400دلاري (معادل 340هزارتومان) بايد 4ميليون و335هزار تومان در اولين مرحله از اين بازي قمارگونه از كشور خارج شود و به جيب شركت گلدكوئيستي سرازير شود.
تولید خلاقانه و کار به عنوان تکامل یافته ترین کنش انسانی در آن ها جائی ندارد. زندگی نه به عنوان جریانی زیبا و زاینده که به عنوان فرصتی برای دستیابی به سود و ثروت تعریف شده است.
طي محاسبات متعدد مشخص شده است در شبكه اي با نرخ رشد بسيار آرام كه در آن هر عضو (به طور متوسط) طي 60روز موفق به يافتن دو عضو بعدي مي شود، بعد از گذشت 600روز از آغاز توسعه شبكه، حدود 36/1ميليون دلار (خالص) از كشور به يغما خواهد رفت و بعد از هزار روز، اين مبلغ از مرز 200ميليون دلار هم خواهد گذشت.
امروزه دفتر نمایندگی شرکت گلدکوئیست در تهران تعطیل شده. تا چندی پیش شعبه سوم دادسراي ويژه رسيدگي به جرائم كاركنان دولت لبريز از آدم هايي است كه پرونده به دست از كلاهبرداران گلدكوئيست شكايت می کردند. جوانان بسیاری اما، هنوز غرق در تباهی، تباهی که می تواند خطرناک تر از اعتیاد هم بشود، هستند. آن ها روابط خود را نه بر مبناهای انسانی که بر مبنای سودرسانی اطرافیانشان تعریف می کنند. به جای ورزش ومطالعه و تحقیق و یا تولید و یا حتا انجام کار اقتصادی مفید، وقت خود را در جلسان موسوم به پرزنت برای به دام انذداختن قربانیان دیگر هدر می دهند.
همان بهتر که دفتر شرکت گلد کوئیست بسته شد. تقصیر اما بر عهده جوانان بیگناه نیست. يك مقام مسئول مي گويد: «دستگاه هاي نظارتي در اين مقوله ضعيف عمل كرده اند. صدا و سيما اطلاع رساني صحيح، دقيق و به موقع انجام نداده است. هنوز اما دیر نشده، دولت باید که تدبیری بیاندیشد، مراجع اقتصادي مثل بانك مركزي،وزارت اقتصاد و دارايي و مراجع قضايي كشور به شكل هاي مختلف، غيرقانوني بودن اين گونه فعاليت ها را متذكر شده اند و مخرب بودن اعمال چنين شبكه هايي را اعلام كرده اند، اما انتظار جامعه بيش از اين است. متاسفانه بعضي از افراد وقتي پاي منافع شخصي شان وسط مي آيد و كسي مي تواند روياهاي ثروت اند وزي را در آنها بيدار كند كاري به بررسي ابعاد قانوني و قضايي ماجرا ندارند.