تبليغاتX
روزنامه نگار زرد

امروز تحريريه داشت جون مي‌گرفت. آقاي صاحب مجله آمد و تلفن‌ها را عوض كرد، وقتي تعجب دبير تحريريه‌ي ما را ديد گفت بايد گوشي‌ها را برگردانم كارخانه، گفتم كه طرف كارخانه‌دار است! بعد هم برو بچه‌ها توي دلشان خنديدند. خانوم محترم ويراستار آمد و با كلي معذرت خواهي گفت كه نقد فيلم مكس من را ويرايش كرده است. من هم توي دلم مي‌خنديدم. فعلاً و تا حالا كه از پول خبري نبوده!!! فردا قراره برم سينما و مكس رو ببينم مي‌گن خنده داره، فعلاً تمام توانم رو گذاشتم روي سينماي باليوود، سوژه‌ي خوبيه براي زرد نويسي. فعلاً منتظر باشيد. بعد هم با دوستم قرار دارم كه بريم خانه‌ي هنرمندها، شايد من هم هنرمند شدم، ها ها ها... دوست پسرم مي‌گه هنرمند هم كه بشي، هنرمند زردي! قبلاً گفته بوم؟ مردها كلاً چرند زياد مي‌گن...

دبير تحريريه‌مون خيلي آقاست، حسابي سركارم گذاشت، از دست‌اش عصباني شدم. فردا بهش كلي كار مي‌دم كه كف كنه! اما كو پول... پيش خودم فكر مي‌كنم اگه پول داشتم مي‌تونستم درباره‌ي فاكنر بنويسم يا هدايت يا شاملو، يا نصرت... اما حالا چي؟ استعدادهايم را هرز مي‌دهم. زرد مي‌نويسم.  


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 3:30 توسط ::نسترن جاوید::


همين‌طوري وب‌گردي مي‌كردم كه ديدم دختر يكي از 90 برادر خواهر بن لادن عكس‌هاي مكش مرگ من خودش  رو گذاشته تو ياهو نيوز يا ياهو نيوز برداشته و گذاشته تو سايتش، به هر حال من هم اين جا دوباره براتون مي‌ذارم ببينيد و مردهاي هيز حال‌شو ببرند!

Wafah Dufour, niece of Osama bin Laden

Wafah Dufour, niece of Osama bin Laden 


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 4:14 توسط ::نسترن جاوید::


چند تا خبر كه براي بخش هنر و سينما آماده كرده بودم و دبير تحريريه ما بسيار خوشش آمد را هم درلينك ادامه مطلب مي‌آورم. آقا مصطفا هم يه حالي داده كه برم بخونم و ياد بگيرم كه زردم. مرسي!

خبرهاي داغ داغ

هاليوود (سينماي آمريكا)

باليوود (سينماي هندوستان)

ماليوود (دبير تحريريه گفته، چه‌كارش مي‌شه كرد؟

            سينماي خودمان را از اين به بعد ماليوود مي‌ناميم، مخفف هاليوود "ما" مثلاً ! )

 


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 17:15 توسط ::نسترن جاوید::


شايد به ظاهرش نيايد اما هندوانه زرد درست به شيريني هندوانه سرخ است. دانه‌هايش سياه و درشت است و در ظاهر بريده نشده درست شبيه هندوانه‌هاي معمولي است. خبر جالبي است، گرچه كمي كهنه شده، اما براي ما زرد نويس‌ها خبر، نو و كهنه ندارد. مضمون خبر مهم است. پرخواننده بودن خبر.

هندوانه‌ي زرد هم داريم. روزي يك آقاي باستان‌شناسي كه رفيق ما بود عكسي نشانم داد از تبريز و هندوانه‌هاي زردي كه آن‌جا مي‌خورد. باور نمي‌كردم؛ هيچ‌وقت حرف مردها را باور نمي‌كنم. كلاً زياد دروغ مي‌گويند. اما حالا كه ديدم خيلي خيلي برايم جالب شد. ياد شعر فروغ افتادم كه نوشته، "وقتي سوسك سخن مي‌گويد، من چرا..." و وقتي هندوانه زرد است، من چرا نباشم؟


لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 1:48 توسط ::نسترن جاوید::


يک هنرمند بنگلادشی در آستانه عيد قربان دستان زنان را با حنا نقاشی می کند.

يک هنرمند بنگلادشی در آستانه عيد قربان دستان زنان را با حنا نقاشی می کند.

مجموعه ی عکس های خبری BBC/Persian

حسابی تماشائی است با کلیک روی لینک پائین آن ها را ببینید


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت 0:33 توسط ::نسترن جاوید::


                 هفتاد و يكمين سال تولد فروغ فرخزاد

 "فروغ فرخزاد" در 15 دی ماه سال 1313 در تهران متولد شد ، مادرش، "توران وزيری تبار" و پدرش، سرهنگ "محمد فرخزاد "بود ، پدر به دليل روحيه نظامی كه داشت، از همان آغاز فرزندان خود را به گونه‏ای متفاوت تربيت مي‏كرد و سعی داشت آنها را با سختی آشنا كند , "فروغ" سال‏های 1325 پس از پايان دوره ابتدايی در دبيرستان "خاور" ثبت نام مي‏كند و در اين سال‏ها به سرودن شعر روی مي‏آورد، اما "فروغ" ، شعرهای اين دوره را كه بيشتر در قالب غزل سروده ‏شده‏اند ، هيچ‏گاه جايی منتشر نمي‏كند .


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 3:30 توسط ::نسترن جاوید::


امروز سردبيرمان مي‌فرمودند كه بازاري تشريف دارند و اهل حساب و كتاب و سود و زيان. و اين برايشان اسباب فخر فروشي بود. فرمودند آمده‌اند در عرصه‌ي مطبوعات كه سود كسب كنند و اين برايشان هدف بود. فرمودند نمي‌خواهند مطالب سخيف بنويسيم چون نشريه‌ي ما زرد نيست. بايد نوشتن و مطالبي كه مي‌نويسيم را جدي‌تر بگيريم. نه البته آن‌قدر جدي كه يقه‌ما را بگيرند!!! من هم كه هنوز فيلم مكس مزخرف سامان مقدم را نديديده بودم يك نقدي رويش نوشتم كه وقتي ايشان خواندند حسابي تعريف و تمجيد فرمودند، احتمالاً حق‌التاليف ما همين روزها برسد... انشاالله!

آقاي سردبير كه صاحب شغل مالكيت كارخانه و چند حجره و يك ـ دو دستگاه بنگاه مختلف است از من پرسيد كه چند بار فيلم را ديدم و من هم جواب دادم، يك بار به زور (دروغ گفتم)؛ و بعد گفتم كه از اين به بعد بايد روي فيلم‌هاي هنري نقد بنويسيم و از اين زرد نويسي‌ها (البته كلمه‌ي زرد را به‌كار نبردم) فاصله بيگيريم و آن‌وقت سردبير ما در حالي‌كه پيپ روشنفكرانه‌اش را با زحمت روشن نگه مي‌داشت گفت: نه ما از اين ژست‌هاي روشنفكري دوست نمي‌داريم. ما در كارخانه‌مان صد نفر كارگر داريم كه ...

بگذريم. وگذشتيم، اگر بيكار بوديد نقد من بر فيلم مكس كه هنوز نديده‌ام را با كليك روي لينك ادامه‌ي مطلب در پائين همين نوشته، بخوانيد. شايد هفته‌ي ديگر با دوستم براي خنده و تفريح رفتيم سينما، آن‌وقت نظر واقعي‌ام را مي‌نويسم. تا همين‌جا بگويم كه كلاً بايد فيلم مزخرفي باشد و من همه‌ي اين‌ها را كه نوشته‌ام براي خوش‌آيند زردخوان‌ها! است و خودم باور ندارم.


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 22:44 توسط ::نسترن جاوید::


من از امروز يك روزنامه‌نگار زرد هستم، آدمي كه همه چيز مي‌نويسد و به ياري اينترنت خورجينش هميشه پر است از همه جور ماده‌ي نوشتاري مخدر. من براي پول مي‌نويسم. براي زندگي كردن. براي خودم هم مي‌نويسم. مسلماً هويت حقيقي من را هرگز نخواهيد شناخت. از اين پس اين‌جا درباره‌ي تحريريه‌ام مي‌نويسم و درباره‌ي آدم‌ها و نحوه‌ي كارم و گاهي هم خزعبلاتي كه از من چاپ مي‌شود را مي‌آورم كه بخوانيد.

اما زرد چيست؟

امروزه اطلاق نام  نشريات زرد، به دسته اى خاص از رسانه هاى مكتوب ممكن است برخورنده به نظر برسد ولى واقعيت اين است كه واژه الحاقى زرد ريشه اى تقريباً تاريخى دارد. دكتر يونس شكرخواه، استاد روزنامه نگارى و ارتباطات مى گويد: « اصلى ترين نشريه اى كه بنيان روزنامه نگارى زرد را البته از نظر جذب مخاطب پايه گذارى كرد، نشريه نيويورك سان (Newyorksun) بود كه ۱۸۸۳ كار خود را شروع كرد. اين نشريه فقط يك پنى قيمت داشت و در واقع ارزان بودنش سبب فروش زياد آن شد. اين نشريه آن قدر مؤثر بود كه دوره اى به نام «نشريات يك پنى» را در دنياى روزنامه نگارى غرب به وجود آورد. اينها روزنامه هاى كاملاً مردمى اى بودند كه قصدشان توليد خبر به ارزان ترين صورت ممكن براى مخاطب بود. شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد ژوزف پوليتزر معروف، بنيان گذار يكى از معتبرترين جوايز ادبى جهان يكى از بنيانگذاران روزنامه نگارى موسوم به زرد است. او در ۱۸۹۶ نشريه اى به نام نيويورك ورد Newyork word را منتشر كرد كه در آن از هر شيوه اى براى جذب مخاطب و بالا بردن تيراژ استفاده مى كرد. انعكاس مسائل مربوط به خشونت و سكس نيز از جمله اين راهكارها بود. پوليتزر در نشريه خودش يك شخصيت كارتونى خلق كرد به نام yellwkid يا « پسربچه زرد» كه بسيار معروف شد، از طرفى پس از نشريه پوليتزر، نشريه ديگرى هم با مضامين و روشهاى مشابه آن منتشر شد كه «نيويورك ژورنال» نام داشت. نيويورك ژورنال هم شخصيتى مشابه شخصيت پسربچه زرد به كاريكاتوريست خود سفارش داد و كم كم اين پسر زرد به نوعى سمبل سبك روزنامه نگارى اين دسته از نشريات شد و آرام آرام اصطلاح «روزنامه نگارى زرد» شهرت پيدا كرد».


ادامه مطلب

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 7:16 توسط ::نسترن جاوید::